عبدالله مستوفى

48

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

گاوميش حاجى ميرزا آقاسى اين گاوميشها بقدرى نزد او عزيز بوده‌اند كه اگر بالمثل گاوميش بان غفلت ميكرد و يكى دو سر از آنها بمحوطه‌اى وارد ميشد كسى جرأت جلوگيرى نداشت . « گاوميش حاجى ميرزا آقاسى » امروز هم براى اشخاص از خود راضى كه بدون ملاحظه بهرجا وارد ميشوند مثل است . قسمتى از باروتهائيكه در دورهء ناصر الدين شاه صرف جنگ هرات و مرو و توپ‌ها و زنبورك‌هاى شليك‌هاى اعياد و ساختن آتشبازى ميشده از باروتهاى حاجى ميرزا آقاسى و همچنين كاغذى كه در دفترخانه دولتى به مصرف ميرسيده كاغذ قورخانه معروف و از همان ذخيره‌هاى او بوده است . آخرين خمره‌هاى باروتيكه اين شخص ذخيره كرده آنهائى بود كه در يكى از سربازخانه‌هاى تبريز فراموش شده دست‌نخورده مانده بود وقتى كه قشون روسها در اواخر استبداد صغير ، به آنجا آمد و شهر را اشغال كرد بواسطه عدم توجه و بوسيلهء آتش سيگار سالداتها منفجر شد و بيست و سه نفر از مهمانهاى زوركى را بديار عدم فرستاد . تفنگهاى ذخيره‌اى او بقدرى بود كه از ته‌مانده آن ايوان و بالاخانه‌ها و دورهء حوض‌ميدان توپخانه را تنگ درز طارمى كردند . آن تفنگها و توپها را نبايد بيقدر دانست زيرا تفنگ فرانسه هم در آنعهد شاسپو بوده است . خلاصه اينكه حاجى ميرزا آقاسى در ايام صدارتش پانصد ششصد پارچه ده دويست سيصد هزار تفنگ ، سيصد چهارصد توپ و شايد همين اندازه خمره باروت و پانصد ششصد خروار كاغذ براى دولت تدارك ديد . اسلحهء آن روز هم همينها و توپ و تفنگ خان دار و دورزن هنوز اختراع نشده بوده است . اگر آنها ( غير از امير نظام و ميرزا حسينخان مشير الدوله ) كه بعد از او بصدارت رسيدند به قدر او بفكر توانا كردن دولت براى مقابله با هر پيشامدى بودند كار كشور ما خيلى بهتر از اينها بود . اينكه ميگويند حاجى ميرزا آقاسى بعد از محمد شاه ناچار شده املاك خود را بدولت واگذاشته است نيز خلاف حقيقت است زيرا من قباله‌اى كه در آن تمام املاك تا آن تاريخ خود را بمحمد شاه واگذاشته و تصريح كرده است كه من آنچه خريده‌ام از پول دولت و براى دولت بوده است ديده‌ام منتهى چون بعد از اين واگذارى باز هم املاكى دست و پا كرده بوده است وقتى كه ناصر الدين شاه بسلطنت رسيده آنچه در سابق واگذاشته و آنچه بعدا خريدارى كرده بود حتى خانه نشيمن خود را در يك مجلس بدولت واگذاشته و با يك عبا ببغداد رفته است . اكثر خالصجات تهران كه در دوره‌هاى بعد وسيلهء تأمين نان اين شهر بود از خالصجات حاجى ميرزا آقاسى است . اما سبب نقادى مردم از او چند چيز است يكى اينكه حاجى چون خودش ساده زندگى ميكرده و صرفه‌جوئى معمول تركى را داشته و كمخرج بوده است توقع داشته است كه همه مثل او باشند به اين جهت در عطا و بخشش كوتاه ميآمده و چندان پاپى رسيدن حقوق مستخدمين نبوده است . ديگر اينكه مثل عموم سكنهء ماوراء قافلان كوه « بيزيمكى » « 1 » ها را بر « ازگه » « 2 » ها

--> ( 1 ) - خودمانى ( 2 ) - غريبه